محمد يار بن عرب قطغان

124

مسخر البلاد ( تاريخ شيبانيان ) ( فارسى )

زمان و صواب ديد ساير سلاطين شيبانى ، ممالك ماوراء النهر را گذاشته ، عنان عزيمت به طرف تركستان تافت . چون ايام حكومت بابر ميرزا در مملكت ماوراء النهر از هفت ماه گذشته به هشتم ماه رسيده ، بار ديگر داعيهء تسخير ماوراء النهر در خاطر آن خان بهرام قهر پيدا شده ، عازم آن ديار گرديد . و در ماه صفر سنهء ثمان عشر و تسعمائة به اتفاق جانى بيگ سلطان و محمد تيمور خان و به همراهى هزار و هشتصد كس كه اكثر ايشان را تركش نبود و اگر هم بود پر ريخته‌اى چند مىنمود ، متوجه ماوراء النهر گشت و از طرف چول از راه يتى قدوق بر سر بخارا تاخت برد و جمعيت اعدا را نابود انگاشته ، دل بر كرم حضرت آفريدگار سپرد . و در كول ملك [ كه ] بر طرف غربى بخارا واقع است ، به بابر ميرزا مقابل افتاد و از طرفين آتش قتال و نايرهء جنگ و جدال اشتعال يافته ، محاربهء عظيم روى داد . و بعد از كوشش بسيار و مجادلهء بىشمار بابر ميرزا روى از معركهء ميدان گردانيده ، قدم به وادى هزيمت نهاد و مملكت ماوراء النهر بار ديگر در تحت تصرف سلاطين شيبانى خان قرار گرفت . و روز سه‌شنبه در ماه رمضان سنه ثمان عشر و تسعمائة در قصبهء غجدوان 187 ( 73 ب ) به امير نجم ثانى « 1 » 188 و بابر ميرزا محاربه و مقاتلهء عظيم نموده ، مخالفان را منهزم ساخته و امير نجم را اسير و دستگير گردانيده ، با جمعى از امراى تراكمه به قتل آورده ، علم جهانگيرى برافراخت . و بعد از اندك روز حصار شادمان و دهنو چغانيان را استخلاص نمود و در سنهء تسع عشر و تسعمائة « 2 » عازم خراسان گشته ، از مملكت بلخ تا نهايت اسفراين 189 مسخر فرموده و در روز جمعه دهم محرم در نواحى خرگرد ولايت جام به شاه طهماسب ملاقى شده ، به جهت مخالفت بعضى از سلاطين ملك به تقدير حضرت ربّ العالمين شكست بر جانب او افتاد و بر لشكر اسلام چشم‌زخمى داد و در ماه صفر سنهء اربعين و تسعمائة قدم بر سرير خلافت نهاد و تخت خانى به وجود او آرايش پذيرفت . در تمامى ماوراء النهر خطبه و سكه به نام و القاب آن خان زيب و زينت گرفت و در زمان دولت او تمام ماوراء النهر خصوصا بخارا به غايت معمورى و كمال‌آبادى رسيد . و چون مدّت پنجاه [ و ] چهار سال به دولت و اقبال

--> ( 1 ) . س : « ثانى » ندارد ، از نسخه « ت » افزوده شد . ( 2 ) . س : خمس و ثلثين و تسعمائة .